جریان «پست بوم» در ادبیات آمریکای لاتین

مجموعه : فرهنگ و هنر

ماهنامه تجربه - جیران مقدم: لغت پست بوم (یا پسبوم) شیوه ای از روایت ادبی در امریکای لاتین را تبیین می کند که در اواخر دهه هفتاد با نگاهی نوگرا به پرچم داری تعدادی از نویسندگان جوان این منطقه از حرکت ادبی بوم جداشد. برای صحبت از پست بوم نخست باید تصویری کمابیش واقعی (چرا که خوانندگان بوم در ایران بسیار پرشمار و گاهی اوقات بسیار متعصب بر نسبت دادن تمام صفات نشانه کمال مطلق به حرکت ادبی بوم هستند) از بوم ارائه داد. بوم در دوران جنگ جهانی دوم شکل گرفت، با نویسندگانی متولد سال های هزار و نهصد و بیست، و سی، با ادبیاتی مغلق و جهانی معلق میان واقعیت و فراواقعیت به سردمداری غول هایی ادبی چون فوئنتس، مارکز، کورتاسار و یوسا.


در عین حال در اینجا توضیح واژه بوم نیز برای مخاطب ایرانی لازم به نظر می رسد. این نام عجیب دقیقا یک نام آوا است و نه یک مفهوم. بوم اشاره به صدایی می کند که از انفجار برمی خیزد و به ادبیات گروهی اطلاق می شود که در امریکای لاتین انفجاری ادبی به وجود آوردند. لازم به ذکر است که این گروه از دل رئالیسم سنتی بیرون آمد و تبدیل به مهم ترین جریان ادبی امریکای لاتین شد. به علاوه باعث جهانی شدن ادبیات امریکای لاتین نیز شد. نوشته های این مکتب، باعث شدند که ادبیات و حتی شرایطی که بر امریکای لاتین حکم فرما بود تبدیل به مسائل جهانی شوند.

 جریان «پست بوم» در ادبیات آمریکای لاتین


اما در عین حال، این نویسندگان و سایرینی از همین دست جهانی ادبی ای را که مکتب بوم تصویر می کرد کانونیزه کردند و کدهای مخصوصی تبیین کردند که شکستن آن تنها توسط افرادی از طربق خودشان ممکن بود. درواقع جریان بوم که در مقطعی از تاریخ ادبیات به عنوان طغیانی علیه جمود رئالیسم سنتی ظهور کرده بود خود کم کم به سنتی دیگر تبدیل شد و شروع به جایگزین کردن و اصرار بر کلیشه هایی کرد که این بار از دل خود او درآمده بودند.


بخشی از نظریاتی که در مورد تولد پست بوم وجود دارد درواقع همین نخبه گرایی مکتب بوم است که سبب ایجاد مکتب پست بوم به عنوان طغیانی مقابل ادبیاتی که مخصوص عده ای خاص بود شد. با وجود این بسیار دشوار است بخواهیم این جریان را از نظر کرونولوژیک ببینیم، و یا تبیین کنیم با چه نویسندگانی یا دقیقا در چه سال هایی مکتب پست بوم شروع شد و اوج گرفت. به علاوه اختلاف نظر فاحشی بین نظریه پردازان وجود دارد حول این محور که آیا به راستی پست بوم، مکتب بوم را اعتلا بخشیده یا اصلا جریانی جدا از بوم محسوب می شود.

چرا که چنان که خواهیم دید از یکسو پست بوم، برخلاف نامی که دارد، تفاوت بسیاری با بوم دارد و نمی توان آن را اعتلابخش یا تکمیل کننده جریان بوم دانست و از سوی دیگر تاریخ تقریبی شروع آن، در سال های 1972 و 73 که بنا بر نظر عده ای پایان دوره بوم و نقطه اوج پست بوم است، تاریخی محسوب می شود که هنوز غول های ادبی بوم مشغول خلق رمان هایی شگرف هستند و حتی بعضی از آنها مانند خوسه دنوسو هم در مکتب بوم و هم در پست بوم رمان می نویسند. در این سردرگمی کرونولوژیک اما همه نظریه پردازان بر آن اتفاق نظر دارند. جریان پست بوم به وجود آمد تا خلایی را پر کند که در مرز فرهنگ پذیرفته شده به عنوان کانون ارزش و خرده فرهنگ ها و جهان بینی واقعی، وجود داشت.


این جریان ادبی، درواقع انتقاد مشترک از سوی بسیاری از نویسندگانی است که بوم را حرکت به سمت نخبه گرایی می دانند. ماریو بندتی در مطالعه خود از بوم آن را «نشان دهنده یک طبقه ممتاز که دسترسی به فرهنگ جهانی دارد و صرفا نمایندگان راستین مردم طبقه متوسط در امریکا لاتین است» می داند.


انتقادات این گروه نویسندگان بوم را- شاید به حق- متعلق به طبقه مرفهی می دانند که عموما در خارج از کشورهایشان و در محیطی اروپایی پرورش یافته اند و گرچه نوشته های آنان باعث شناخته شدن ادبیات آمریکای لاتین درجهان شده است اما بین ادبیات و حقیقت این بخش جهان فاصله زیادی به وجود آورده است.


به علاوه نقد دیگری که بر بوم وارد می دانند این است که جهانی مردانه را توصیف می کنند و این واقعیتی است که همه نمایندگان جنبش مرد هستند و گرچه بسیار درباره زنان می نویسند اما نگاه مردانه نگاه روایتگر است.

 جریان «پست بوم» در ادبیات آمریکای لاتین


با این مقدمه، درواقع ما ویژگی های اصلی پست بوم را تعریف کردیم. مکتبی که هنوز در سال 2016، بحث های زیادی پیرامون آن وجود دارد و سال 1984 انتشارات راما در اسپانیا کتابی با عنوان «ادبیات و بازار» چاپ کرد که موضوع اصلی آن مناقشات مربوط به پست بوم بود. این مناقشات تا امروز هنوز بر جای خود باقی هستند که دلیل اصلی آن این است که این مفاهیم نه در تعاریف بلکه در تار و پود ادبیات امریکای لاتین و ذات این مکاتب نهفته اند. ادبیات بوم و پست بوم مفاهیم دشوار یابی هستند که جنجال آفرینند و بسیار نارسا و ناکامل برای تعریف ادبیات امریکای لاتین قرن بیستم.


با وجود این دشواری اما ویژگی های خاص این مکتب آن را کاملا تبدیل به جریانی نوگرا می کند. نویسندگان پست بوم بیش از هر چیز درباره موضوعات و تجربه های سیاسی ای که با آن در تماس نزدیکند می نویسند و ادبیاتشان نیز به خاطر شیوه نوگرایانه رواییش هم در موضوع و هم در نوع نوشتار شناخته می شود. آنها دغدغه سبک که در مکتب بوم رکن محسوب می شود را ندارند و در عوض راوی حقیقت ملموس در جهان پیرامون هستند. این رویکرد در جهان روایی مشترکی که که بیش از بیست کشور در آن سهیم و به همان نسبت نیز متنوعند درواقع ویژگی اصلی این گروه را تبیین می کند.


گروهی از نویسندگان که تعهد سیاسی را برتر از اعتلای ادبی می دانند و در دوران سیاه دیکتاتوری ها در آمریکای لاتین، اکثرا در غربت سیاسی ،حقیقتی را باز می نمایانند که مردم کشورشان روز به روز با آن در جدالند. این نویسندگان خطاب به مردم معمولی می نویسند و تلاش شان بر این است که مخاطب عام، اثر را بفهمد. این تفکر سبب می شود مکتب پست بوم به گونه ای واکنش به دشوارنویسی گروه بوم آمریکای لاتینی با تکنیک های پیچیده ادبی شود.


ویژگی های پست بوم بیشتر به موقعیت جهان معاصر خود نزدیک می شود. نویسندگان این گروه بیشتر درگیر نقش سیاسی ادبیات هستند. به علاوه ترجیح می دهند جهان روایی شان بیشتر بر بخشی از واقعیت تاریخی استوار باشد. این دوران بازگشتی دوباره به رئالیسم و دور شدن از دغدغه های اگزیستانسیالیستی نویسنده ای مانند کورتاسار است. کارها آنقدر رئالیستی می شوند که حتی برای ذکر یک تاریخ نیز تحقیقات دقیقی صورت می گیرد. درواقع این جهان روایی تبدیل به ثبت کننده تاریخ امریکای لاتین زیر یوغ دیکتاتوری می شود.


شوخی، طنز، و زبان طبقه های به حاشیه رانده شده اجتماع به این رمان ها راه می گشایند و آنها را تبدیل به آینه ای برای انعکاس جامعه می کند و نقش زنان نویسنده در این میان پررنگ تر می گردد (ایزابل آلنده، انخلس ماسترتا، لورااسکیبل، و...) از نویسندگان مطرح این گروه که در ایران نیز آثارشان ترجمه شده است می توان به مانوئل پوییگ، ایزابل آلنده و انتونیو اسکارمتا اشاره کرد. شاید تفاوت عمده بوم و پست بوم با هم در این است که در حالی که بوم صدای روشنفکر امیدوار انقلابی است، پس بوم تبدیل به صدای عام دوران سیاه دیکتاتوری در امریکای لاتین است.


با این وجود همان طور که قبلا نیز اشاره شد، هیچ یک از این مفاهیم دقیق نیستند چرا که جهان امریکای لاتین، جهانی که این نویسندگان از آن می نویسند جهانی چندبعدی و بسیار پیچیده است. تنها با خواندن مکرر و ترجمه آثار آنان است که می توان هر دو مکتب ادبی را در اوج قدرت و شکوفایی خویش مشاهده و تبیین کرد؛ بی آنکه این تبیین لزوما رد یا قبول یکی از این مکاتب مناقشه برانگیز باشد.

منبع:برترینها

مطالب مرتبط :

زخمی شدن ده‌ها فلسطینی در جریان سرکوب راهپیمایی‌های کرانه باختری

ادبیات جنگ ادبیات امید است/ نوشتن خاطرات بعد از جنگ سنت است

كاظم رضا، شیدای ادبیات

دایی: برخلاف جریان بازی گل خوردیم/ مستحق باخت نبودیم

دایی: برخلاف جریان بازی از تراکتور گل خوردیم

سینمای آمریکای جنوبی؛ خوش طعم مثل کاکائو، تلخ مثل قهوه!

مطالب جدید